عروس خانم .... اقا داماد....
این روزا همش تو فکر سور و سات عروسی هستیم . عمه ها هردو دارن عروس خانم میشن . خیلی کیف داره حالو هوامون عوض شده . خونه میبینن ...خونه میگیرن... جهاز میخرن... همش حرفای قشنگ از اغاز ها میشنویم ... خلاصه خیلی خوش میگذره . فقط حیف ک هردو هم زمان دارن عروس میشن . اگه یکم فاصله بود ذوق تک تکشونو جداجدا داشتیم و یک مدت یه بار یه تحول ایجاد میشد ولی الان انگار زود تموم میشه و ما لذتشو کم میبریم. ولی بهر حال قسمت این بوده و ماهم براشون از ته دل ارزوی خوشبختی و ارامش در زندگیشونو داریم.
حالا بحث اینه ک مفهوم عروسی برات یکم تغییر کرده. یکم گیج شدی . بعضی وقتا فک میکنی خونه گرفتن ینی عروسی... بعضی وقتا فک میکنی تمیز کاری خونه یعنی عرسی . گاهی خرید کردن رخت و لباس گاهی رفتن ب خونه ی عمه ویدا برات این مفهومو داره از بس همش حرف عروسیه
تازگیام ک همش بمن میگی عروس خانوووووووووم.....بعد میگی توهم بمن بگو اقا دامااااااد
دورت بگردم داماد کوچولوووو...
اینم یه عکس از غش خنده ت با اسکوترت
بازم مثل همیشه دوستت دارم عشقم ...
خدایا هر کی پسر نداره بهش بده یه قند عسل ک ببینه چ لذتی داره مادر یه پسر شیرین بودن ....



عروس خانم .... اقا داماد....
